+ * -
امروز 4 فروردين ماه ، 1396

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
شورم را
دوازدهمين شعر از دفتر «شرق اندوه» :



من سازم : بندي آواز . برگيرم ، بنوازم‌. برتارم زخمه «لا»
مي زن ، راه فنا مي زن


من دودم‌: مي پيچم‌، مي لغزم ، نابودم‌.
مي سوزم ، مي سوزم : فانوس تمنايم . گل كن تو مرا ، و درآ.
آيينه شدم ، از روشن و از سايه بري بودم . ديو و پري آمد ،
ديو و پري بودم . در بي خبري بودم‌.
قرآن بالاي سرم ، بالش من انجيل ، بستر من تورات ، و
زبر پوشم اوستا، مي بينم خواب‌:
بودايي در نيلوفر آب‌.
هر جا گل هاي نيايش رست ، من چيدم . دسته گلي دارم ،
محراب تو دور از دست‌: او بالا،
من در پست‌.
خوشبو سخنم ، ني ؟ باد «بيا» مي بردم ، بي توشه شدم در
كوه «كجا»، گل چيدم ، گل خوردم‌.
در رگ ها همهمه اي دارم ، از چشمه خود آبم زن ، آبم زن‌.
و به من يك قطه گوارا كن ، شورم را زيبا كن .
باد انگيز ، درهاي سخن بشكن ، جا پاي صداي مي روب‌. هم دود «چرا» مي بر، هم موج «من» و «ما» و « شما» مي بر.
ز شبم تا لاله بيرنگي پل بنشان ، زين رويا در چشمم گل
بنشان ، گل بنشان‌.

 



بازديد : 8860 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري شرق اندوه شورم را