+ * -
امروز 3 اسفند ماه ، 1395

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
بيراهه اي در آفتاب
بيست و هفتمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :



اي كرانه ما ! خنده گلي در خواب ، دست پارو زن ما را
بسته است‌.


در پي صبحي بي خورشيديم‌، با هجوم گل ها چكنيم ؟
جوياي شبانه نابيم‌، با شبيخون روزن ها چكنيم؟
آن سوي باغ ، دست ما به ميوه بالا نرسيد.
وزيديم‌، و دريچه به آيينه گشود.
به درون شديم‌، و شبستان ما را نشناخت‌.
به خاك افتاديم ، و چهره «ما» نقش «او» به زمين نهاد.
تاريكي محراب ، آكنده ماست‌.
سقف از ما لبريز، ديوار از ما، ايوان از ما.
از لبخند ، تا سردي سنگ : خاموشي غم‌.
از كودكي ما ، تا اين نسيم : شكوفه - باران فريب‌.
برگرديم ، كه ميان ما و گلبرگ ، گرداب شكفتن است‌.
موج برون به صخره ما نمي رسد.
ما جدا افتاده ايم ، و ستاره همدردي از شب هستي
سر مي زند.
ما مي رويم ، و آيا در پي ما ، يادي از درها خواهد گذشت ؟
ما مي گذريم ، و آيا غمي بر جاي ما ، در سايه ها خواهد
نشست؟
برويم از سايه ني ، شايد جايي ، ساقه آخرين ، گل برتر را
در سبد ما افكند.

 



بازديد : 8060 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب بيراهه اي در آفتاب