+ * -
امروز 10 ارديبهشت ماه ، 1396

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
بي پاسخ
شانزدهمين شعر از دفتر «زندگي خواب ها» :



در تاريكي بي آغاز و پايان
دري در روشني انتظارم روييد.


خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم‌:
اتاقي بي روزن تهي نگاهم را پر كرد.
سايه اي در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسي خود گم كرد.
پس من كجا بودم؟
شايد زندگي ام در جاي گمشده اي نوسان داشت
و من انعكاسي بودم
كه بيخودانه همه خلوت ها را بهم مي زد
در پايان همه روياها در سايه بهتي فرو مي رفت‌.

من در پس در تنها مانده بودم‌.
هميشه خودم را در پس يك در تنها ديده ام‌.
گويي وجودم در پاي اين در جا مانده بود،
در گنگي آن ريشه داشت‌.
آيا زندگي ام صدايي بي پاسخ نبود؟

در اتاق بي روزن انعكاسي سرگردان بود


و من در تاريكي خوابم برده بود.
در ته خوابم خودم را پيدا كردم
و اين هشياري خلوت خوابم را آلود.
آيا اين هشياري خطاي تازه من بود؟

در تاريكي بي آغاز و پايان
فكري در پس در تنها مانده بودم‌.
پس من كجا بودم؟
حس كردم جايي به بيداري مي رسم‌.
همه وجودم را در روشني اين بيداري تماشا كردم‌:
آيا من سايه گمشده خطايي نبودم؟

در اتاق بي روزن
انعكاسي نوسان داشت‌.
پس من كجا بودم؟
در تاريكي بي آغاز و پايان
بهتي در پس در تنها مانده بودم‌.



بازديد : 10565 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري زندگي خواب ها بي پاسخ